ظرفیت یک گریل بشکهای واقعاً به آن اعداد مربعی اینچی نیست که سازندگان به صورت سطحی اشاره میکنند. آنچه اهمیت دارد ترکیب سه اندازه کلیدی است: عرض محفظه، ارتفاع آن و فضای داخلی که منطقه قابل استفاده برای پخت را ایجاد میکند. به عنوان مثال، یک مدل معمولی ۱۸ اینچی حدود ۱۲۰۰ اینچ مکعب فضای پخت فراهم میکند. با ارتقاء به مدل ۲۲ اینچی، ناگهان بیش از ۱۸۰۰ اینچ مکعب فضای داخلی در دسترس قرار میگیرد. این افزایش به معنای تقریباً ۵۰ درصد فضای بیشتر برای کار است. این اعداد همچنین فقط آمار انتزاعی نیستند؛ بلکه مستقیماً بر عملکرد گریل هنگام پخت واقعی مواد غذایی تأثیر میگذارند.
برخلاف دودکنهای مستطیلی، محفظه استوانهای بهصورت طبیعی جریان عمودی هوا را بهطور کارآمد تقویت میکند. در نتیجه، یک گریل بشکهای 18 اینچی میتواند 4 مرغ کامل را بهصورت عمودی در خود جای دهد یا 3 عدد شانه خوک به صورت افقی - با وجود اینکه سطح تخت کمتری نسبت به بسیاری از گریلهای متداول ارائه میدهد.
بیشتر تولیدکنندگان دوست دارند دربارهٔ مساحت سطحی مشبک صحبت کنند، اما این عدد مشکلات بزرگی را پنهان میکند: گرما بهطور یکنواخت روی سطح گریل پخش نمیشود و فضای عمودی زیادی هدر میرود که کسی به آن اشاره نمیکند. گریلهای بشقابی برخلاف گریلهای تخت، به شکل متفاوتی کار میکنند، چون گرما از جعبه آتش به بالا و بیرون میآید و چند منطقه با دمای متفاوت در داخل ایجاد میکند. اگر کسی بخواهد از سوختن گوشت نزدیک زغال جلوگیری کند، باید حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد فضای بیشتری بین قطعات غذا نسبت به آنچه روی یک گریل تخت جا میشود، خالی بگذارد و این امر باعث کاهش فضای واقعاً قابل استفاده میشود. اما پخت عمودی همه چیز را تغییر میدهد. آویزان کردن ریبها به جای قرار دادن آنها به صورت تخت، میتواند مقدار غذایی که یکباره پخته میشود را تا سه برابر افزایش دهد. اضافه کردن یک سینی بالایی تقریباً ۴۰ درصد فضای بیشتری برای غذا فراهم میکند، هرچند مدیریت جریان هوا بسیار مهم میشود تا هیچ چیزی برای مدت طولانی پخته نشود. نقاطی که نزدیکتر به آتش هستند برای ایجاد خطوط زیبا و سوخته عالی عمل میکنند، در حالی که قسمتهای سردتر بالایی برای دود دادن آرام مناسبترند. متهد گلدوین، متخصص گریل، بهترین توضیح را داده است که حدوداً گفته است: «ظرفیت در گریلهای بشقابی سهبعدی است.» برای مثال یک مشبک استاندارد ۲۶۰ اینچ مربعی را در نظر بگیرید. بدون هیچ تجهیزات خاصی، شاید فقط بتوان سه رک حداکثر در کنار هم جای داد. اما با اضافه کردن چند قلاب عمودی، ناگهان همان فضا میتواند هشت رک و همچنین مرغان کامل را در خود جای دهد. آزمایشهای اخیر نشان دادهاند که در نظر گرفتن حجم کلی به جای تنها مساحت سطحی، تفاوتی حدود ۳۵ تا ۵۰ درصدی در خروجی واقعی ایجاد میکند. احتمالاً بیشتر افراد هنگام خرید گریل جدید از این موضوع آگاهی ندارند.
در مورد کبابپزهای بشکهای، اساساً سه اندازه اصلی وجود دارد که بر اساس عرض محفظه پخت تعیین میشوند: مدل کوچک جونیور با عرض ۱۴ اینچ، مدل استاندارد کلاسیک با اندازه ۱۸ اینچ و مدل بزرگ XL که تا ۲۲ اینچ گسترده میشود. به دلیل خواص دایره، حجم داخلی به صورت خطی با افزایش قطر افزایش نمییابد، بلکه بسیار سریعتر رشد میکند. به اعداد نگاه کنید: یک کبابپز ۱۴ اینچی حدود ۱۵۴ اینچ مربع فضای پخت دارد، اما وقتی به ۱۸ اینچ میرسیم، این عدد به حدود ۲۵۵ اینچ مربع میرسد که تقریباً دو سوم بیشتر است. ارتفاع نیز موضوعات را جالبتر میکند. کبابپزهای کوچک جونیور معمولاً بین ۳۰ تا ۳۲ اینچ ارتفاع دارند، در حالی که مدلهای کلاسیک بین ۳۶ تا ۴۰ اینچ قد میکشند و بنابراین تا ۷۰ تا ۸۰ درصد فضای بیشتری به طور کلی فراهم میآورند. تفاوتهای عملی نیز مهم هستند. مدلهای قابل حمل جونیور برای پخت غذا برای یک تا چهار نفر روی یک سطح واحد مناسب هستند. کلاسیکها با دو سبد، انعطافپذیری بیشتری ارائه میدهند و برای مهمانیهای خانوادگی عالی هستند. و مدلهای XL از طراحی بلند خود بهره میبرند تا گروههای بزرگتری را بدون نیاز به سوخت اضافی یا اشغال فضای زیاد در فضای بیرونی خانه، پوشش دهند.
بهینهسازی ظرفیت به معنای تطبیق نوع پروتئین و نحوه قرارگیری آن با الگوی حرارتی هر اندازه است. نگهداری عمودی — که توسط قلابهای داخلی و جریان هوای پایدار فراهم میشود — عامل تمایزکننده کلیدی است. بازدهی واقعی این موضوع را منعکس میکند:
| پروتئین | 14 اینچ جونیور | 18 اینچ کلاسیک | 22 اینچ اکسترا لارج |
|---|---|---|---|
| ریب (قفسه کامل) | 2-3 | 4-5 | 6-8 |
| مرغ کامل | 1-2 | 3-4 | 5-6 |
| سرشانه خوک (8 تا 10 پوند) | 1 | 2 | 3 |
وقتی که کلخانهها به حداکثر ظرفیت خود میرسند، کنترل دما واقعاً اهمیت پیدا میکند. مدلهای کوچکتر تمایل دارند در صورت پر شدن زیاد، نقاط داغ ناخواستهای در حدود ۳۰ تا ۵۰ درجه فارنهایت ایجاد کنند، در حالی که مدل XL برای پخت یکنواخت نیازمند چیدمان دقیق ذغال در سطح بزرگتر خود است. از آنچه که اکثر کاربران متوجه میشوند، مدل کلاسیک تعادل مناسبی بین عملکرد و کاربردی بودن ایجاد میکند و به راحتی قادر است چهار مرغ کامل یا دو قطعه گوشت خوک را بدون نیاز به نظارت مداوم پخته کند. و مهم نیست که کاربر چه اندازهای از کلخانه را انتخاب کند، رها کردن حدود یک چهارم فضای داخلی به صورت خالی به حرکت آزادانه دود در محفظه کمک میکند — چیزی که بسیاری از آشپزان حرفهای حیاط خانه پس از چند تجربه اولیه متوجه آن میشوند.
جذابیت واقعی مشعلهای بشکهای در توانایی آنها برای افزایش فضای پختوپز بدون اشغال کردن فضای اضافی در حیاط قرار دارد. بیشتر طراحیها در واقع با سه منطقه حرارتی متفاوت کار میکنند. ابتدا، قفسه بالایی وجود دارد که معمولاً در فاصله شش تا هشت اینچی زیر درب قرار دارد و جایی است که مواد به آرامی و با دقت پخته میشوند. این قسمت برای فیلههای ماهی یا سبزیجاتی که نیاز به حرارت ملایم دارند عالی است. سپس منطقه اصلی پخت در وسط مشعل قرار دارد؛ جایی که اکثر افراد گوشتهای خود را مانند ریبها یا مرغ کامل قرار میدهند، چرا که این نقطه در همان «منطقه شیرین حرارتی» قرار دارد که علاقهمندان باربیکیو به آن اشاره میکنند. و در نهایت، در پایین دستگاه و نزدیک زغال، منطقه جعبه آتش قرار دارد که برای ایجاد خطوط سوختگی زیبا روی استیکها یا دادن طعم دودی به فلفلها عالی عمل میکند. این چیدمان عمودی به این معناست که دیگر نیازی نیست تمام چیزها را روی یک سطح متراکم کرد. میخواهید یک دسته گوشت خوک را دودی کنید و همزمان چند عدد ذرت را هم پخت بکنید؟ مشکلی نیست. فقط چند همبرگر را روی قفسه پایینی بگذارید در حالی که دارید این کار را انجام میدهید. با قرار دادن چند ظرف آب بین این بخشها، دمای کل فرآیند پخت پایدارتر میشود و این موضوع باعث کاهش شعلهور شدنهای ناگهانی و آزاردهندهای میشود که همه ما از آن متنفریم. به عنوان مثال یک مدل ۱۸ اینچی را در نظر بگیرید. با استفاده از حلقههای داخلی، شخصی توانسته چهار دسته کامل ریب را به صورت عمودی و همچنین هشت همبرگر دیگر را همزمان روی صفحه اصلی قرار دهد. این نوع کارایی در استفاده از فضا، این مشعلها را به گزینهای ارزشمند در مقایسه با مدلهای سنتی تخت تبدیل میکند.
اینکه در یک باربکیوی استوانهای واقعاً چه فضایی به عنوان فضای پختوپز قابل استفاده محسوب میشود، به چند عامل ساختاری کلیدی بستگی دارد. محل قرارگیری جعبه آتش همه چیز را تعیین میکند. اگر این بخش خارج از مرکز یا بیش از حد بزرگ باشد، ممکن است تقریباً ۲۰٪ از فضای داخلی موجود را اشغال کند و حرارت را مستقیماً به مناطقی هدایت کند که قصد داریم غذا را در آنجا بپزیم. از سوی دیگر، پخشکنندههای خوب حرارت و سیستمهای هوشمندانه قفسههای چندسطحی، فضای عمودی را به طور قابل توجهی افزایش میدهند. تصور کنید بتوانید همزمان روی یک سطح راهیت را سموک کنید و روی سطح دیگر سبزیجات را سرخ نمایید. عایقبندی را نیز نباید نادیده گرفت. دیوارههای نازک به معنای سوختگیری مکررتر است که در نتیجه فضای باارزشی که میتوانسته حاوی غذا باشد، صرف قراردادن زغال اضافی شود. محل قرارگیری دریچههای تهویه نیز مهم است. اگر دریچهها بهدرستی متعادل نباشند، نقاط داغ آزاردهندهای ایجاد میشوند که برخی قسمتهای باربکیو را برای پخت گوشت نامناسب میکنند. در نهایت، آنچه باربکیوهای عالی را از مدلهای معمولی متمایز میکند، انتخابهای هوشمندانه در طراحی است. مدلهایی را انتخاب کنید که تجهیزات مزاحم در فضای داخلی را به حداقل برسانند، حرارت را بهطور یکنواخت پراکنده کنند و انعطاف واقعی در قراردادن غذاهای مختلف به صورت عمودی فراهم آورند.
عوامل اصلی قطر، ارتفاع و حجم محفظه گریل هستند که با هم عمل میکنند تا مساحت قابل استفاده برای پخت و پز را مشخص کنند.
عناصر طراحی مانند محل قرارگیری جعبه آتش، پراکنشدهندههای حرارت، قفسههای چند سطحی و دریچهها میتوانند به طور قابل توجهی بر فضای قابل استفاده تأثیر بگذارند، زیرا توزیع حرارت و جریان هوا را تحت تأثیر قرار میدهند.
حجم کلی فضای سهبعدی موجود برای پخت و پز را در نظر میگیرد و به شما اجازه میدهد از روشهای پخت عمودی برای افزایش ظرفیت استفاده کنید.
پخت چند سطحی با استفاده از مناطق حرارتی مختلف برای انواع غذاها، کارایی را به حداکثر میرساند و نیاز به فضای اضافی برای پخت و پز را کاهش میدهد.